وقتی شما برای بار اول مطلبی را می خوانید مفاهیم زیادی را از آن استخراج می کنید، اما برای بار دوم با ذهنیت «من این را بلدم» مطلب را بازخوانی می کنید. به همین دلیل روند پردازش اطلاعات را عمیق انجام نمی دهید و یا نکاتی را از قلم می اندازید. روخوانی مکرر معمولا با بی دقتی همراه است و شما را فریب می دهد زیرا تصور می کنید که همه چیز را به خوبی فرا گرفته اید در حالیکه در واقعیت اینطور نیست.
۲. سوالات بسیاری از خود بپرسید.
طرح سوال به درک عمیق تر موضوع نیز کمک می کند. به عنوان مثال فرض کنید در حال یادگیری تاریخ جهان هستید، می خوانید که یونان و رم باستان شرکای تجاری بوده اند. مکث کنید و از خود بپرسید چرا آنها با هم شراکت تجاری داشته اند؟ چرا به کشتی سازی روی آورده و کشتیرانی در دریا را فرا گرفته بودند؟
هنگام پرسیدن این سوالات مجبور به توضیح دادن می شوید و در این روند درک عمیق تری از موضوع به دست می آورید، هر چه درک شما از موضوع عمق بیشتری داشته باشد یادگیری بهتر و فراموشی دیرتر به سراغ شما می آید. پس به جای روخوانی سطحی مکث کنید و از خود سوالاتی را بپرسید که به درک بهتر موضوع بیانجامد.
۳. اطلاعات جدید را با مفروضات قبلی خود مرتبط سازید.
استراتژی دیگر این است که همزمان با خواندن، مطالب کلیدی متن را با چیزی که از قبل می دانستهاید مرتبط سازید و برای یادگیری بهتر اطلاعات جدید را با اطلاعات قبلی پیوند دهید.
۴. اطلاعات را به تصویر بکشید.
یک راهکار عالی در این مورد، ساخت نمودار، جدول و مدل های بصری است. در شروع کلاس های روانشناسی می توانید «جریان شرطی شدن کلاسیک» را به صورت نمودار ترسیم کنید. مطمئنا شما می توانید در مورد شرطی شدن کلاسیک مطلب بخوانید، اما برای فهم عمیق و یافتن توانایی در تشریح جنبه های متفاوت آن در جلسه امتحان، مثل شرط، محرک، و غیره، رسم نمودار ایده خوبی است.
۵. از فلش کارت استفاده کنید.

فلش کارت ابزار مناسب دیگری است که کلید استفاده از آن خودآزمایی مکرر مطالب آموخته شده است. بسیاری از دانشجویان بعد از پاسخ درست به سوال روی فلش کارت آن را کنار می گذارند، اما بررسی ها نشان می دهد این روش خوبی نیست و مرور آموخته ها در به یاد آوری نقش مهمی دارد. کارت های صحیح و مرور دوباره آنها در یادگیری موثر است. شاید فکر کنید که فقط باید کارت های نادرست را کمی بیشتر تمرین کنید اما نگاه کردن دوباره به کارت های صحیح نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
۶. تا دقیقه نود صبر نکنید- بین مطالعات فاصله بگذارید.
بسیاری از دانشجویان تا لحظه آخر صبر کرده و در یک نصفه روز مطالب را مدام تکرار می کنند، اما این روش مناسبی برای یادگیری طولانی مدت نیست. امکان دارد برای امتحان روز بعد خوب جواب دهد اما در امتحان پایان ترم چیز زیادی از مطالب به یاد نمی ماند، و سال بعد یا در ترم های بالاتر، زمانی که به آموخته های قبلی خود نیاز دارید، اثری از آنها در ذهن باقی نمانده است. این چیزی است که معمولا در آمارها نشان داده می شود. سال بعد دانشجو در حالی باز می گردد که همه چیز را فراموش کرده، و علت آن یادگیری در شب امتحان است.
۷. مدرسان نیز باید بین ساعات تدریس فاصله در نظر گرفته و با ترکیب کردن مطالب، درس را از یکنواختی خارج سازند.
در دانشگاه واشنگتن مدرسانی هستند که آزمون های هفتگی برگزار میکنند و فقط مطالب جلسه قبل را در آن می گنجانند. به تدریج مطالب دو و سه هفته قبل را هم به آن اضافه می کنند. یکی از مدرسان روانشناسی، زمان مشخصی از تدریس خود را قبل از شروع درس جدید به مرور مطالب روزها و هفته های قبل اختصاص می دهد. این کار را می توان در مورد تکالیف نیز انجام داد. در دوره های تدریس آمار متدوال است که مسائل طبقه بندی شده مرتبط با هم، به عنوان تکلیف دانشجویان داده شود.
۸. آدم همه چیز دان وجود ندارد.
بدیهی است که طرز فکر، تعیین کننده کیفیت کار دانشجویان است. دانشجویان با گرایش رشد و پیشرفت، ثابت قدم هستند و در مواجهه با سختی ها از خود پشتکار نشان می دهند و در دروسی که آنها را به چالش می کشد میل به موفقیت دارند. اما دانشجویانی با طرز فکر ثابت اینطور نیستند.

بنابراین به معلمان توصیه می شود که تا می توانند با دانشجویان خود صحبت کرده و به آنان بگویند که طرز فکر در جهت رشد و پیشرفت، مدلی است بسیار دقیق تر، در نتیجه دانشجویان نسبت به امتحان کردن استراتژی های جدید یادگیری تشویق شده و با دوره تدریس همراه می شوند، و در جهت بالا بردن توانایی های یادگیری تلاش خواهند کرد.
خلاصه کلام: هوشمندانه تر مطالعه کنید.